الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
354
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
هما جمال الفتى فان فقدا * ففقده للحياة أجمل به ( ناشناس ) * * * خداوند چيزى را به مرد نبخشيده است كه از عقل و ادب نكوتر باشد ، اين دو جمال مردان است كه اگر از دست بروند ، مرگ براى او زيباتر از زندگى خواهد بود . 891 - تجربه و عبرت خطاب به « جزار » : و مذ لزمت الحمام صرت به * خلا يداري من لا يداريه أعرف حر الأسى و باردها * و آخذ الماء من مجاريه ( نصير حمامى ) * * * از روزى كه ملازم حمّام شدهام ، با كسانى كه مدارا نمىكردم ، مدارا مىكنم ؛ سرد و گرم زندگى را چشيدهام و فهميدهام كه آب را بايستى از سرچشمه برداشت . 892 - صبر و حوصله پاسخ « جزار » : حسن التأنّي مما يعين على * رزق الفتى و العقول تختلف و العبد قد صار في جزارته * يعرف من أين تؤكل الكتف * * * صبر و حوصله ، انسان را در طلب روزى كمك مىكند و عقول مختلف است و آن كه در قصّابى كار مىكرد ، بالاخره فهميد كه از كجاى گوشت بايستى برداشت . 893 - اميدوارى لا تلمني مولاي في سوء حالي * عند ما قد رأيتني قصابا كيف لا أرتضي الجزارة ما * عشت قديما و أترك الآدابا و بها صارت الكلاب ترجيني * و بالشعر كنت أرجو الكلابا ( جزار )